سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

192

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

و در وصف توبه‌كنندگان فرمود : « آنان درختان گناهان خود را در جلو چشمان و در دلهايشان كاشته و با آب پشيمانى ( اشك چشم ) آبيارى كرده‌اند تا ميوهء سلامت به بار آورده و خشنودى و كرامت ( خدا ) را براى ايشان در پى داشته است » . ( 1 ) از سخنان على عليه السلام در وصف صحابه و اولياى خدا قرشى به اسنادى كه گذشت ، از قول على بن جعد و او از عمرو بن شمر به نقل از سدى ، از ابى اراكه نقل كرده ، مىگويد : با على ( ع ) نماز صبح را خوانديم ، همين كه نماز را سلام داد به سمت راست خم شد ، سپس مقدارى ايستاد ، به نحوى كه گويى ناراحت است ، تا وقتى كه خورشيد يك ياد و نيزه روى ديوار مسجد بالا آمد ، دستش را جا به جا كرد و گفت : « اصحاب محمد ( ص ) را ديدم به گونه‌اى كه تا امروز نظير آنها را نديده‌ام امروز آنان ژوليده ، پژمرده و زرد مىباشند ، بين چشمانشان مانند زانوهاى بز ، در حالى كه شب را براى خدا به سجده و قيام گذرانده‌اند ، قرآن تلاوت مىكردند گاهى روى پيشانيها و گاهى روى پاها به ذكر خدا مشغول بودند و چون داخل صبح شدند به ياد خدا به خود مىلرزند چنان كه درختان در روز وزش تندباد مىلرزد و به قدرى اشك از چشمانشان سرازير است كه جامه‌شان را تر كرده است به خدا سوگند چنان است كه گويى اين قوم در غفلت شب را گذرانده‌اند ! » آنگاه از جا برخاست و ديگر كسى او را آرام نديد تا اين كه ابن ملجم لعين بر او ضربت زد . ( 2 ) ابو نعيم ، در كتاب حليه - كه اسناد آن گذشت - به نقل از عبد اللّه بن محمد و او از ابو يحيى رازى از قول عباد و او از ابن فضيل به نقل از حسن بصرى مىگويد : على ( ع ) فرمود : « خوشا به حال كسى كه او مردم را مىشناسد ولى مردم او را نمىشناسند آنان چراغهاى شبهاى تاريك و پيشوايان هدايتند ، به وسيلهء ايشان است كه خداوند هر فتنه و آشوب و يا ظلم و ستم را از اين امّت بر طرف مىسازد ، آنهايند كه خداوند به زودى از جانب خود وارد رحمت و فضلى مىكند ، نه آنها افشاگران پرحرفند و نه تندخويان ريا كار » . ( 3 ) مجاهد از ابن عبّاس نقل كرده است كه روزى امير المؤمنين ( ع ) در اوصاف مؤمنان فرمود : « مؤمن ، اندوهش در دل و شاديش در رخسار است ، سينه‌اش از همه كس گشاده‌تر و مقامش از همه كس بالاتر ، از سركشى بدش مىآيد و خود نمايى را دوست ندارد ، اندوهش